محمد مهدى ملايرى
262
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر * وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرد و به معنى مطلق درخشيدن نيز آمده است و در اين معانى با عربى يكسان است . ولى معنى تازهء آن در زبان عربى ناشناخته است ، زيرا همانطور كه در ايران الكتريسيته از نظر خاصيت روشنائى آن و شباهتى كه با درخش ابر دارد كلمهء برق را انتخاب كردهاند ، در زبان عربى هم چنان كه گفتيم از نظر خاصيت مغناطيسى آن كلمهء كهربا را برگزيدهاند نه برق را . برق در عصر حاضر معنى ديگرى هم در عربى به خود گرفته كه در آن معروف و در كتابت مستعمل است ، و آن معنى تلگراف است . وزارة البرق و البريد يعنى وزارت پست و تلگراف . در زبان عامهء بيروت در معنى سومى نيز استعمال مىشود و آن اسبدوانى است . نارجيله ، ارگيله ، شيشه - غليان كلمهء نارجيله كه معمولا در عربى با « ج » نوشته مىشود ولى آن را در همه جا نارگيله و گاهى هم ارگيله مىخوانند « 1 » ، در عربى اسم افزارى است كه با آن تنباكو مىكشند و از چهار قسمت تشكيل مىشود : كوزه ، تنه يا ميانه ، نى ، سره . اين افزار را در حال حاضر در ايران غليان و در هندوستان حقه مىنامند . اين كلمه از نارگيل فارسى گرفته شده . نارگيل در فارسى اسم ميوهء درختى است معروف كه نام ديگر آن گوز هندوك بوده و در عربى به صورت الجوز الهندى درآمده است . درخت آن « از نوع نخلها ( Palmiers ) است كه گلهاى نر و مادهء آن بر روى يك درخت است و ميوهء درشت آن پوشيده از قسمتى سخت و چوبى است » « 2 » و به لاتينى آن را nux magna indica « 3 » خوانند . استعمال اين كلمه در زبان فارسى خيلى قديم است . در نامههاى پهلوى انارگيل ياد شده ، بيشتر لغتنويسان آن را فارسى دانستهاند ، ولى از اصل
--> ( 1 ) . اين توضيح بايد افزوده شود كه در كشور مصر حرف « ج » هميشه « گ » تلفظ مىشود . ( 2 ) . گل گلاب ، نقل از حاشيهء برهان قاطع . ( 3 ) . لغتنامه فارسى - لاتينى VULLERS .